زين الدين محمود واصفى
277
بدايع الوقايع ( فارسى )
كافورى صبح صادق مىريزد . و نسيم صبحدم « 1 » اوراق ازهار شكوفهء بوستان « 2 » نيلوفرى را بر فرق معاشران عالم خاك مىبيزد . و درود نامعدود بر رسولى كه فلك اخضرى غنچهء نيلوفرى است از گلستان عزت و كمال او ، و مهر انور گل صد برگى است از بوستان عظمت و جلال او . صلى اللّه عليه و على آله و صحبه و سلم تسليما كثيرا كثيرا و صلى على جميع الانبياء و المرسلين . * * * اين مكتوب نيز به التماس خواجهء مشار اليه نوشته شد « 3 » چون همواره از گلشن چرخ نيلگون براى ارباب وفا گل نوميدى مىشكفد ، و از گلگشت چمن دهر بوقلمون هميشه خار محنت در پاى دل اهل « 4 » صفا مىشكند . [ بيت ] : از گلشن فيروزهء چرخم چه گشايد * مرغ دل محنتزدگان را قفس است اين « 5 » پس همان بهتر كه مرد عاقل غنچهوار سر به گريبان نامرادى فروبرد ، و به تماشاى سرابوستان روضهء دل كه لالهزار عالم جان است مشغول باشد . غرض آنكه بعد از تشريف بردن آنجناب به ساعتى در گلستان صبران تازه « 6 » گلى شكفت ، كه از نكهت آن دماغ آشفتهء اسيران خارستان [ محنت ] مخبط « 7 » گرديده ، اگر عنايت نموده مانند نسيم جانفزاى صبحدمى بر بوستان دوستان عبور نمايند ، از كمال لطف و احسان ايشان غريب و بديع نخواهد بود .
--> ( 1 ) - P : صبحدمى ( 2 ) - P : ازهار بوستان ( 3 ) - P : نوشته شد هو الانشا ( 4 ) - P : در پاى اهل ( 5 ) - در نسخه A بيت در حاشيه تكرار شده ( 6 ) - A ، C : مانده ( 7 ) - T : اسيران محنت خارستانى مطعر .